post image

ظهور و سقوط یک اقتصاد - ۲

29 اردیبهشت 99

در قسمت قبلی ظهور و سقوط یک اقتصاد خواندید که سینا به فکر وام دادن از پس‌انداز خود شد تا رضا، آرش و بابک هم بتوانند برای خود تور ماهی گیری بسازند.

سینا این پیشنهاد رضا قبول کرد و به فردای آن روز به هرکدام یک ماهی قرض داد. آن سه نفر نیز با الگو گرفتن از مدل تور سینا توانستند برای یک تور ماهی گیری بسازند و بعد از چند روز ۲ ماهی که به سینا وعده داده بودند را برگشت دادند.
بدین شکل تولید جزیره از روزی ۴ ماهی به ۱۲ ماهی در روز افزایش یافت و آنها می‌توانستند بقیه روز را به کارهایی غیر از ماهیگیری بپردازند.

آن ۴ نفر هر کدام برای خود از برگ و چوب درختان خانه ساختند. سینا مشغول طراحی و ساخت لباس از برگ‌درختان شد. او با سنگ‌های تیز روی تنه درختان لباس می‌کشید و با طرحی که در ذهن داشت و چیزی که کشیده بود لباس می‌ساخت. و توانستد به ۳ دوست دیگر خود نیز در ازای ماهی لباس بدهد.

روزی این این روز‌ها رضا طرح ساخت یک دستگاه برای ماهیگیری بدون حضور دائم خودشان در رودخانه و دریا به فکرش رسید اما برای ساخت چنین دستگاهی به ذخیره ماهی حداقل ۱۲ روز احتیاج داشت تا بتواند تمام وقتش را بر روی ساخت دستگاه مورد نظرش بگذارد. او با دیگر دوستانش برای این طرح را در میان گذاشت. آنها تصمیم گرفتند که هر کدام ۴ ماهی به او بدهند، به شرطی که رضا بعد از ساخت دستگاه به هرکدام دو برابر ماهی قرض داده‌شده یعنی ۸ ماهی بدهد. مقدارش کمی زیاد بود و ریسک ساخت چنین دستگاهی بالا بود. او خودش فقط ۴ ماهی ذخیره داشت و در صورتی که پروژه‌اش شکست می‌خورد می‌بایست مقداری از ماهی که در روز می‌تواند به گیرد را به دوستانش بدهد و کل روز مشغول ماهیگیری باشد تا بتواند با آنها تسویه حساب کند.

با این وجود او این ریسک را پذیرفت و فردای آن روز پس از دریافت ماهی از دوستانش و ذخیره‌ آنها در خانه‌اش مشغول ساخت این دستگاه شد. دستگاه او در حقیقت یک دام بزرگ ماهی بود که از یک طرف ماهی وارد آن می‌شدند و به دلیل در یکطرفه در ورودی آن دیگر امکان خروج نداشتند و در آنجا به دام می‌افتادند. و یک بخش‌هم برای تخلیه آب درون دستگاه و و برداشتن ما‌هی ها در آن وجود داشت.
او پس از ۲ روز فکر کردن و کشیدن طرح مورد نظرش بر روی تنه درختان در نهایت به یک طرح منطقی و قابل اجرا رسید و شروع به ساخت آن کرد. پس از ۱۰ روز توانستند دستگاهش را تکمیل کند و برای تست آن را بر روی بخشی از رودخانه نصب کند. شب آن روز رضا اصلا خوابش نبرد و تمام شب را به کاکرد دستگاه فکر می‌کرد. صبح پس از بیدار شدن به سمت دستگاهش رفت و دید هیچ ماهی در آن گیر نیوفتاده! ذخیره ماهی‌اش تمام شده بود اما امیدش را از دست نداد و برای اینکه از عدم کارکردش مطمئن شود رفت و خود مشغول ماهیگیری تا کمی زمان بگذرد شاید در صبح تا ظهر ماهی در آن گیر بیوفتد. و اگر هم دستگاه کار نکرد حداقل چند ماهی گرفته باشد که بتواند بدهی‌اش به دوستان خود را پس بدهد.

پس از گذشت چند ساعت از صبح و گرفتن ۲ ماهی به سمت دستگاه رفت تا ببیند که آیا ماهیی در آن گیر افتاده است یا نه، او در کمال تعجب دید که ۱۰ ماهی در دستگاه گیر افتاده اند و او می‌تواند با تخلیه آب درون آن ماهی‌ها را بردارد. ناگهان فریاد کشید و به با خوشحالی این خبر را به دوستانش گفت. این دستگاه جدید می‌توانست اقتصاد جزیره را متحول کند.

سینا، بابک و آرش که این خبر را شنیدند با سرعت به سمت دستگاهی ماهیگیری رفتند تا مطمئن شوند، برای آنها باور چنین چیزی کمی سخت بود!

آرش – می‌توانیم باهم روی چند نمونه از این دستگاه کار کنیم و از آنجایی که دیگر نیاز نداریم برای ماهیگیری وقت بگذاریم می‌توانیم تعداد زیادی از این دستگاه تولید کنیم و در بخش‌های مختلف رودخانه و دریا قرار دهیم.
بابک – من هم با این پیشنهاد آرش موافقم، اینطور می‌توانیم به دیگر بخش‌های جزیره هم سفر کنیم و افراد جدیدی که در این جزیره زندگی می‌کنند آشنا شویم شاید بتوانیم در ازای ماهی به آنها نیز محصولاتمان را بفروشیم.
سینا – من هم موافقم.

فردا آن روز این ۴ دوست تصمیم گرفتند که بر روی دستگاه‌های بیشتری کار کنند. آنها در ۳ روز توانستند ۵ نمونه از این دستگاه را بسازند و ۲تای آن را برای صید ماهی در دریا و ۳‌تای آن را در روردخانه قراردهند. عملکرد برای آنها بسیار عالی بود، آنها بدون اینکه برای ماهیگیری زمان زیادی صرف کنند می‌توانستند در روز حدود ۱۰۰ ماهی بدست بیاورند (هر کدام ۲۰ ماهی در روز). بدین شکل مصرف آنها از روزی ۱ ماهی در روز به ۱۰ ماهی افزایش یافت. آنها می‌توانستند ماهی‌ها را روی آتش بپزند، با استفاده از گیاهان دیگر تزئین کنند و لذت و راحتی بیشتری بخورند. همچنین مقدار زیادی ماهی را برای آینده پس‌انداز می‌کردند.

پس از مدتی آنها به اطراف جزیره شروع به سفر کردند و با افراد دیگری آشنا شدند که آنها نیز با دست ماهی می‌گرفت و برخی هم توانسته بودند که وسایل ابتدایی برای ماهیگیری بسازند. آنها برای آن افراد دیگر در ازای ماهی این نوع دستگاه ماهیگیری را ایجاد کردند و از آنها در ازای آن ماهیانه ماهی دریافت می‌کردند.

آرش برای خود یک تخته موج سواری ساخت و از آنجایی که دیگر به ماهیگیری احتیاج نداشت یک گروه موج‌سواری راه اندازی کرد و حرکات نمایشی در جزیره اجرا می‌کرد. بابک و رضا هم مشغول تعمیرات و سرویس دستگاه‌های ماهیگیری شدند و از این طریق از افراد صاحب این دستگاه‌ها در ازای تعمیر آنها ماهی می‌گرفتند. سینا هم که به کار تولید لباس مشغول شده بود.

یکی از اهالی جزیره به نام لوئیس با همکاری آرش یک تولیدی قایق راه‌اندازی کرد و دیگران می‌فروخت. از آنجایی که اقتصاد درون جزیره توانسته بود از به رونق بگیرد افراد برای مبادله محصولات و تولیدات خود به جزایر و مناطق دیگر می‌رفتند و در ازای ماهی محصولات خود می‌فروختند.

با افزایش ذخیره ماهی در جزیره افرادی که ذخیره ماهی بیشتری داشتند به دیگران برای رونق بیشتر جزیر و سود خودشان وام پرداخت می‌کردند و صنایع مخلتف کم کم داشت شکل می‌گرفت. اما در این کار دو مشکل وجود داشت! بسیاری از وام‌ها تضمین بازپرداخت کافی نداشتند و این باعث شده بود که بسیاری از صاحبان ذخیره ماهی با ضرر های بالا مواجه شوند، و از وام گیرندگان برای دریافت وام باید به افرادی که به ظاهر ثروتمند هستند مراجعه می‌کردند و دریافت وام نیز بسیار سخت بود. برای حل مشکلی فردی به نام مهرداد یک صندوق ذخیره ماهی تاسیس کرد و نام آن را مهربانک گذاشت. افراد می‌توانستند ماهی‌های خود را در این صندوق ذخیره کنند و هر زمان با توجه به حداکثر مقدار مشخص شده برداشت کنند. همچنین مهربانک برای اینکه مردم را ترغیب به ذخیره ماهی در صندوق خود کند درصدی سود برای سپرده‌گذاران مشخص کرد و به آنها سود پرداخت می‌کرد. وام گیرندگان نیز به جای اینکه به دنبال افراد ثروتمند بگردند از صندوق سپرده مهربانک و از کل ذخیره ماهی جزیره وام می‌گرفتند و تضمین بازگشت سرمایه را این موسسه انجام می‌داد و سپرده‌گذاران نیز دیگر نگران از بین رفتن سرمایه در صورت پرداخت وام نبودند.

مهربانک اغلب رو پروژه‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کرد که نسبتا ریسک کمتری داشتند و سود بیشتری به به جزیره می‌رساندند. برای مثال مانوئل یکی از این وام گیرندگان بود که طرحی برای ایجاد زیرساخت آبرسانی به کل جزیره به مهربانک ارائه داد. یکی از مشکلات جزیره در آن دوران این بود مردم برای تامین آب مورد نیاز خود مجبور بودند کیلومتر‌‌ها به راه بروند و آب رودخانه به هرمقداری که می‌توانستند را در ظرف‌هایی کنند و بازگردند و برخی از افراد که در دوردست‌های رودخانه زندگی می‌کردند امکان دسترسی به آب تمیز برای آنها امکان پذیر نبود.

مانوئل می‌خواست برای حل این مشکل یک شبکه آبرسانی ساخته شده از چوب درختان در سرتاسر جزیره ایجاد کند و از شهروند برای حق دسترسی به این شبکه ماهی دریافت کند. برای ایجاد چنین شبکه‌ای به ۷۲۰۰ ماهی احتیاج بود. مهربانک برای تامین ماهی این پروژه سرمایه‌گذاری کرد. و این پروژه طی ۲ سال با کار شبانه روزی ۱۰ نفر از اهالی جزیره بهره برداری شد. این پروژه توانست بعد از گذشت ۱ ماه از بهره‌برداری ماهی پرداختی از طرف بانک را بازپرداخت کند و پس ۱ سال و ۳ ماه به سود قابل توجهی رسید.

از سوی دیگر میکائیل یک طرح رفت‌وآمد سریع را برای جزیره در ذهن داشت و بدون اینکه به این توجه کند که جزیره کوچک آنها به رفت آمد سریع احتیاج ندارد به سراغ مهربانک رفت و توانست مهربانک را متقاعد کند که این پروژه می‌تواند به سودهی بالایی برسد و توان بازپرداخت وام‌ها را دارد. مهربانک برای اجرای این پروژه ۱۰۰۰۰ ماهی پرداخت کرد. میکائیل برای اینکه افراد بتوانند سریع‌تر در جزیره جا به جا شوند طی ۱ سال وسیله‌هایی ساخت که از درون تونل‌های خاصی به سرعت عبور می‌کردند و این امکان را فراهم می‌کرد که به سرعت به سرتاسر جزیره جزیره سفر کرد. اما بسیاری از افراد احتیاجی به جابه‌جایی با این سرعت در سرتاسر جزیره را نداشتند و حاضر نبودند که که برای هر بار استفاده از این وسیله‌ها ۱ ماهی پرداخت کنند. به همین دلیل پروژه میکائیل با شکست مواجه شد و او توانست فقط ۴۰۰۰ ماهی به بانک بازپرداخت کند. مهربانک نیز برای اینکه برای بازپرداخت دارایی‌های مردم با مشکل مواجه نوشد نرخ بهره بانکی را افزایش داد و حداکثر میزان برداشت از صندوق رو کاهش داد تا مردم متوجه هدر رفت سرمایه‌های خود نشوند.

یک واقعیت

بانک قلب تپنده اقتصاد در هر کشوری است. و دقیقا مانند قلب مسئول گردش پول در بین مردم و مسئولین سیاسی کشور است.

بانک‌ها تمامی جریانات و تبادلات مالی آن کشور کنترل می‌کند و تصمیم می‌گیرد که چه پروژه‌ای صرفه اقتصادی سرمایه‌گذاری را دارد و چه پروژه‌ای ندارد.

اما بانک‌ها به هیچ وجه سرمایه‌ای از خود ندارند و از سرمایه‌های ذخیره سپرده‌گذاران وام پرداخت می‌کنند. به همین دلیل قوانین بسیار سختگیرانه‌ای برای تضمین بازپرداخت وام وجود دارد.

بهره بانکی نیز در حقیقت هم تضمین کننده بازگشت سپرده پرداخت شده به بانک است، هم جبران کننده تورم. به همین دلیل بانک‌ها در شرایط بحرانی و تورمی بهره بیشتری نسبت به شرایط عادی دریافت می‌کنند. در غیر این صورت قادر به پرداخت سپرده‌های سرمایه‌گذاران(کسانی که در بانک حساب دارند) خود نخواهند بود.

توسعه زیرساخت‌های کشور نیز تا زمانی که سود و صرفه اقتصادی برای بانک‌ها و دولت نداشته باشند منطقی نیست و باعث هدر رفت و نابودی سرمایه‌‌های عمومی مردم می‌شود.
طرح‌های غیر ضرور بهتر است که در شرایط بحرانی و تورمی محدود شوند و نقدینگی به سمت‌هایی برود که گردش مالی بالاتری را برای کشور ایجاد کند در غیر این صورت انجام چنین پروژه‌هایی جز ضرر برای حاکمیت و پیمانکاران پروژه هیچ سود‌آوری ندارد و فقط ظاهر سازیی می‌کند که وضعیت خوب است در حالی که کشور در شرایط بحرانی به سر می‌برد. 

منتشر شده توسط